تبلیغات
این منتقم... - سرنوشت ستم‌پیشگان- قسمت پایانی
 
این منتقم...
شیعتی مهما شربتم عذب ماء فاذكرونی أو ســمعـتـم بشــهید او غریـب فانـدبونی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مرتضی جاوید فر
مطالب اخیر
نظرسنجی
به نظر شما کاربر عزیز آیا حج باید تحریم شود یا نه ؟(البته با توجه به بی احترامی که وهابیت و آل سعودی نسبت به شیعیان دارند)



برچسبها
من در همین حال بودم كه دیدم قطعه ابرى از آسمان به زمین نازل شد و مردان فراوانى در میان آن بودند. در میان ایشان مردى بود كه رنگش مثل رنگ درّ و صورتش نظیر ماه بود. وى آمد تا خود را روى دندان‌هاى ثنایاى امام حسین علیه السلام انداخت و در حالى كه آنها را مى‏بوسید می‌فرمود...
 

100- مره بن منقذ

مختار به دنبال قاتل على بن الحسین علیهما السلام كه مرة بن منقذ عبدى و شخصى با نفوذ بود فرستاد. موقعى كه خانه وى را محاصره كردند او با نیزه‏اى كه در دست داشت خارج شد. وى همان طور كه بر اسب زیبایى سوار بود نیزه‏اى به عبید اللَّه بن ناجیه شبامى زد و او را انداخت. ولى آن نیزه به عبید اللَّه كارگر نشد.

ابن كامل شمشیرى به او زد. مره دست چپ خود را سپر آن ضربت قرار داد و دستش زخمى شد. اسب مرة بن منقذ رمید و او را از دست یاران مختار نجات داد. او به مصعب ملحق شد و دستش شل گردید. مختار زید ابن رقاد را احضار كرد و پس از اینكه او را تیر باران و سنگباران نمود بدنش را هم آتش زد (بحارالانوار، ج45، 375؛ مدینه المعاجز، ج4، ص91؛ مقتل الحسین علیه السلام خوارزمی، ج2، ص235-236).


101- واحظ/ واخط ابن غانم/ناعم

او یکی دیگر از آن ده زنازاده‌ای است که در اجابت درخواست عمر سعد ملعون با اسبان خویش به پیکر مطهر سیدالشهدا ارواحنا فداه نهایت جسارت را روا داشتند.

مختار او را نیز همانند نه تن دیگر ابتدا دست‌ها و پاهایش را به زمین کوبید و سپس آنقدر با اسبان بر ایشان تاختند تا هلاک شدند (لهوف،ص182-183؛ فخری منتخب طریحی، ص456؛ مثیر الاحزان، ص79؛ بحارالانوار، ج45، ص374؛ مدینه المعاجز، ج4، ص90).


102- هانی بن شبث/شبیب/ثبت/ثبیت

او پس از چهارده نفری که به دست عبدالله بن الحسن المجتبی علیهما السلام کشته شد رادمرد نوجوان کربلا را بر سینه سیدالشهدا ارواحنا فداه به شهادت رساند(المناقب، ج4، ص106؛ بحارالانوار، ج45، ص36).

او نیز یکی دیگر از آن ده زنازاده‌ای است که در اجابت درخواست عمر سعد ملعون با اسبان خویش به پیکر مطهر سیدالشهدا ارواحنا فداه نهایت جسارت را روا داشتند.

مختار او را نیز همانند نه تن دیگر ابتدا دست‌ها و پاهایش را به زمین کوبید و سپس آنقدر با اسبان بر ایشان تاختند تا هلاک شدند (لهوف،ص182-183؛ فخری منتخب طریحی، ص456؛ مثیر الاحزان، ص79؛ بحارالانوار، ج45، ص374؛ مدینه المعاجز، ج4، ص90).


103- یزید بن معاویه لعنة الله علیه

به تعبیر امام صادق علیه السلام او با جسارت به آستان مقدس سیدالشهدا ارواحنا فداه پرونده حکومت امویان را بست ( الکافی، ج2، ص563؛ عقاب الاعمال، ص261؛ مقتل الحسین علیه السلام خوارزمی، ج2، ص261 به نقل از ابن عباس؛ ). با این جنایت او و ابن زیاد عمر خود را نیز کوتاه کردند (مقتل الحسین علیه السلام خوارزمی، ج2، ص79 و 85 و 183).

حضرت سجاد علیه السلام به یزید فرمود:
واى بر تو، اگر می‌دانستى چه كار خطرناكى انجام داده‏اى و چه جنایتى نسبت به پدر و اهل بیت و برادر و عموهاى من مرتكب‏شده‏اى به طرف كوه‏ها فرار می‌كردى، خاكستر را فرش خود قرار می‌دادى صدا به واویلا بلند می‌كردى. (آیا جا دارد) سر پدر من حسین كه پسر فاطمه و على است بر فراز دروازه شهر شما نصب شود، در صورتى كه او در میان شما امانتى است از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله!؟ اى یزید مژده باد تو را به رسوایى و پشیمانى در روز قیامت كه همه مردم در آن جمع می‌شوند(مقتل الحسین علیه السلام خوارزمی، ج2، ص63؛ بحارالانوار، ج45، ص136).

حضرت زینب سلام الله علیها در مجلس یزید پس از گستاخی‌های او قیام كرد و فرمود:
الحمد للَّه رب العالمین و صلّى اللَّه على رسوله و آله اجمعین خدا راست می‌گوید كه فرموده است:
سپس عاقبت آن افرادى كه بد رفتارى كردند این شد كه آیات خدا را تكذیب و مسخره نمودند.

اى یزید، تو گمان كردى چون راه قطرهاى زمین و افق‏هاى آسمان را بر ما بسته‏اى و ما نظیر اسیران سوق داده می‌شویم ما نزد خدا خوار هستیم و تو نزد او گرامى خواهى بود و این موضوع نشان می‌دهد كه تو نزد خدا اهمیت دارى!؟ بر همین اساس با حالت بزرگ منشى به اطراف خود نظر می‌كنى، فوق العاده مسرورى از اینكه دنیا به تو رو كرده، امور تو منظم و مرتب شده، مقام سلطنت ما براى تو با صفا شده؟! آرام باش! آرام باش! آیا گفته خداى سبحان را فراموش كرده‏اى كه می‌فرماید:

وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ، إِنَّما نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ افرادى كه كافر شدند هرگز گمان نكنند این مهلتى كه ما به آنان می‌دهیم براى آنان خیر باشد، جز این نیست كه ما به ایشان مهلت می‌دهیم تا گناهان خود را زیاد كنند و عذاب دردناكى براى آنان خواهد بود.

 سپس فرمود:
اى پسر آزادشدگان،آیا از عدالت توست كه زنان و كنیزان خود را پشت پرده جاى دهى و دختران پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را به اسیرى ببرى و سوق دهى؟

تو چادرهاى ایشان را برداشتى، صورت‌هاى آنان را باز نمودى، دشمنان ایشان را با ذلت و خوارى شهر به شهر می‌برند، مردم به تماشاى آنان می‌آیند، اشخاص از نزدیك و دور، ناكس و شریف متوجه صورت ایشان می‌شوند. از مردان دوستى با آنان نیست، احدى از طرفداران آنان نیست كه از آنان دفاع نماید، چگونه می‌توان چشم امید به كسى داشت كه جگرهاى مردان با زكاوت را از دهان خود خارج نمود و گوشت وى از خون شهیدان روییده باشد؟ چگونه از بغض ما اهل بیت خوددارى می‌كند كسى كه با چشم دشمنى و طعنه زدن و كینه و ستیزه به ما نگاه كند سپس بدون اینكه این مقال را گناه و عمل بزرگى بدانى می‌گویى: و اهلو و استهلوا الى آخره.

تو می‌كوشى كه در حضور اهل مجلس خود چوب به دندان‌هاى ابى عبد اللَّه كه بزرگ جوانان اهل بهشت است بزنى، چرا تو یك چنین شعرى را نخوانى در صورتى كه‏ نیشتر به دمل زدى و رگ و ریشه را قطع نمودى. تو این عمل را با ریختن خون ذریه حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و ستارگان زمین كه از آل عبد المطلب بوده‌اند انجام دادى. اكنون بزرگان و گذشتگان خود را صدا می‌زنى. طولى نمی‌كشد كه تو نیز در جایگاه آنان وارد خواهى شد. در آن موقع حتما دوست خواهى داشت كه كاش شل و لال بودى و آنچه را كه گفته بودى نمی‌گفتى و این اعمالى را كه انجام داده‏اى انجام نمی‌دادى.

پروردگارا، تو حق ما را بگیر.بار خدایا، تو از افرادى كه در حق ما ظلم كردند انتقام بگیر. غضب خود را بر آن اشخاصى كه خون ما را ریختند و یاوران ما را كشتند نصیب فرما.

اى یزید، به خدا قسم تو نبریدى مگر پوست خود را؛ قطع نكردى مگر گوشت خویشتن را. به زودى در حالى بر پیغمبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله وارد می‌شوى كه متحمل ریختن خون ذریه او شده باشى و نسبت به عترت و پاره بدن آن حضرت هتك حرمت كرده‌اى. خداى توانا پراكندگى آنان را به اجتماع مبدل می‌كند و حق ایشان را خواهد گرفت.

اى یزید! هرگز گمان نكنى آن افرادى كه در راه خدا كشته شدند نظیر مردگان باشند، بلكه زنده‏اند. نوعی زندگی كه نزد پروردگار خود رزق داده می‌شوند.

اى یزید، براى تو همین كافى كه خدا بر تو حاكم و حضرت على خصم تو باشد و جبرئیل ما را یاورى نماید. تو و آن افرادى كه دستیار تو شدند و تو را بر گردن مسلمانان مسلط كردند به زودى خواهید دانست كه كدام یك از شما داراى بدترین مكان و ضعیف‌ترین لشكر خواهید بود.

گرچه با تو سخن گفتن موجب بلا و محنت من مى‏شود، ولى در عین حال من قدر و قابلیت تو را كوچك می‌شمارم و سركوبى و توبیخ تو را بزرگ و لازم می‌دانم؛ ولى چه باید كرد كه چشم‏ها گریان و سینه و جگرها سوخته است. آگاه باش كه حزب شیطان و آزادشدگان حزب خدا را كه نجیب بودند كشتند.این دست‏هاست كه پر از خون ما و این دهان‌ها است كه از گوشت ما تغذى می‌نمایند. آن جثه‏هاى پاكیزه است كه گرگ‌هاى بیابانى آنها را به نوبت زیارت می‌كنند و بچه‏هاى كفتارها آنها را به خاك می‌مالند.

گرچه تو ما را از راه ظلم به غنیمت گرفتى ولى طولى نمی‌كشد در آن موقعى كه جز آنچه را پیش پیش فرستاده باشى نخواهى یافت ضامن غرامت ما خواهى بود و پروردگار تو در حق بندگانش ظلم نخواهد كرد. ما به خدا شكایت می‌كنیم و به او اعتماد می‌نماییم. تو مكر و حیله خود را به كار ببر، سعى و كوشش خود را انجام بده، جد و جهد خویشتن را به پایان برسان.

به خدا قسم كه تو ذكر و شخصیت ما را محو نخواهى كرد. وحى ما را نابود نمی‌کنی و از بین نخواهى برد. تو به فرجام آن نخواهى رسید. تو از این ننگ و عار تبرئه نخواهى شد. رأى تو ضعیف و روزگار حكمفرمایى تو قلیل و جمعیت تو پراكنده است. در آن روزى كه منادى ندا می‌كند و می‌گوید: «آگاه باشید كه لعنت خدا بر ستمكاران باد.»

حمد و سپاس مخصوص آن خدایى است كه سعادت را نصیب افراد اول ما و شهادت و رحمت را نصیب آخرین افراد ما نمود. ما از خداى مهربان مسألت می‌نمائیم كه ثواب فراوان و كاملى به آنان عطا و خلافت ما را نیكو فرماید؛ زیرا خدا مهربان و دوستدار ما است. خداست كه براى ما كافى و بهترین وكیل است(الاحتجاج، ج2، ص127؛ بحارالانوار، ج45، ص159-160).

هند،همسر یزید و دختر عبدالله، بر یزید مسرورانه وارد شد و به ناگاه سر مطهر سیدالشهدا ارواحنا فداه  را در مقابل یزید دید. به شدت گریست و به او گفت:«به خدا قسم که بر فاطمه سلام الله علیها سخت است که سر مقدس فرزندش را در برابر تو ببیند. مرتکب عملی شده‌ای که لعنت خدا و رسولش را برای خود به ارمغان آورده‌ای. به خدا از این پس نه تو شوهر منی و نه من همسر تو.»

یزید گفت:«تو را با فاطمه (سلام الله علیها) چکار؟»

همسر یزید پاسخ داد:« با پدر و شوهر و دو فرزندش خداوند ما را هدایت کرد و این لباس را بر تن ما پوشاند. وای بر تو ای یزید. با چه رویی با خدا و رسولش رو به رو خواهی شد؟»

یزید گفت:«هند، دیگر این سخنان را ادامه نده.»

هند هم گریان از اتاق بیرون رفت(مقتل الحسین علیه السلام و مصرع اهل بیته...،ص200).

باز از هند نقل شده كه گفت: «من وارد رختخواب خود شدم و در عالم خواب دیدم یكى از درهاى آسمان باز شد و ملائكه دسته دسته به سوى سر مبارك سیدالشهدا ارواحنا فداه فرود مى‏آیند و می‌گویند:

السلام علیك یا ابا عبد اللَّه؛
السلام علیك یابن رسول اللَّه.

من در همین حال بودم كه دیدم قطعه ابرى از آسمان به زمین نازل شد و مردان فراوانى در میان آن بودند. در میان ایشان مردى بود كه رنگش مثل رنگ درّ و صورتش نظیر ماه بود. وى آمد تا خود را روى دندان‌هاى ثنایاى امام حسین علیه السلام انداخت و در حالى كه آنها را مى‏بوسید می‌فرمود:

اى پسر عزیزم تو را كشتند! آیا دیدى كه قدر تو را نشناختند و تو را از آشامیدن آب منع كردند. اى پسرم من جدت رسول خدا هستم. این پدرت على مرتضى و این برادرت حسن است. این عموهایت جعفر و عقیل و اینان حمزه و عباس هستند.

سپس آن حضرت اهل بیت خود علیهم السلام را هر كدام پس از دیگرى شماره می‌كرد.»

هند می‌گوید: «من در حالى از خواب بیدار شدم كه دچار جزع و ترس شده بودم. ناگاه دیدم نورى بالاى سر مبارك امام حسین علیه السلام منتشر گردیده است. من به دنبال یزید رفتم و او را در میان خانه‏اى تاریك یافتم. وى صورت خود را متوجه دیوار كرده بود و می‌گفت:« مرا با حسین چه كار!!» یزید دچار انواع و اقسام غم و اندوه شده بود. من خوابم را برایش نقل كردم و او همچنان سر خود را به زیر انداخته بود.»

راوى نقل کرده هنگامى كه صبح شد یزید حرم و اهل بیت رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله را خواست و به ایشان گفت: «دوست دارید نزد من بمانید یا به جانب مدینه مراجعت نمایید؟ من جایزه فراوانى به شما خواهم داد.»

آنان گفتند: «ما پیش از هرچیز دوست داریم براى امام حسین علیه السلام نوحه و عزادارى كنیم.» یزید گفت: «هر چه در نظر دارید انجام دهید.»

سپس حجره‏هایى در دمشق براى آنان تخلیه شد و مشغول عزادارى شدند(بحارالانوار، ج45، ص196؛ مدینه المعاجز، ج4، ص137-138).

از بعضى از صحابه نقل شده که گفت: پیغمبر اعظم صلی الله علیه و آله را دیدم كه لعاب دهان امام حسین علیه السلام را نظیر شِكر مى‏مكید و می‌فرمود:

حسین از من و من از حسینم. خدا آن كسى را دوست بدارد كه حسین را دوست داشته باشد. خدا بغض آن كسى را داشته باشد كه بغض حسین را دارد.

حسین یكى از سبط‌ها است. خدا قاتل حسین را لعنت كند.

پس از این جریان جبرئیل نازل شد و گفت: یا محمّد، خدا براى شهید شدن یحیى بن زكریا تعداد هفتاد هزار نفر از منافقان بنى اسرائیل را كشت. به زودى خدا براى شهید شدن پسر دختر تو یعنى حسین تعداد دو برابر آن را از متجاوزان این امت خواهد كشت. جاى قاتل حسین در تابوتى از آتش است و به قدر نصف عذاب اهل جهنم دچار او خواهد شد.دست و پاى قاتل حسین با زنجیرهاى آتشین جهنم بسته خواهد شد و او با سر خود در دوزخ آویزان مى‏شود. بوى بدى از او می‌وزد كه اهل جهنم از آن معذب و ناراحت خواهند شد. وى مدام در جهنم است. عذاب دردناك را مى‏چشد و از آن جدا نخواهد شد و از آب جوش جهنم سیراب می‌گردد.

باز روایت شده یكى از ملائكه عالم بالا مشتاق دیدار پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله شد و از پروردگار خود اجازه نزول به زمین را گرفت تا آن حضرت را دیدار نماید. آن ملك از آن روزى كه آفریده شده بود به زمین فرود نیامده بود. موقعى كه تصمیم گرفت نازل شود خداى سبحان به او وحى كرد: ای ملك، به حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله خبر بده مردى از امت او كه نامش یزید است فرزند پاك وى را كه پسر دخترش زهراست خواهد كشت؛ همان زهرایى كه نظیر مریم دختر عمران است.»

آن ملك می‌گوید: «من در حالى كه براى زیارت حضرت محمّد صلی الله علیه و آله مسرور بودم به فرود آمدم. به خدا گفتم: «من چگونه این خبر جان گداز را به حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بگویم در صورتى كه من خجل می‌شوم. پیامبر تو را به وسیله خبر قتل دچار آه و ناله كنم. اى كاش به زمین نازل نشده بودم.»

راوى می‌گوید: «از بالاى سر آن ملك ندایى شد: «مأموریت خود را انجام بده.» آن ملك به حضور پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله مشرف شد و بال‏هاى خود را گسترانید و عرضه داشت:«یا رسول اللَّه! بدان كه من از پروردگار خود اجازه گرفتم و براى اشتیاقى كه به زیارت شما داشتم به زمین نازل شدم. اى كاش پروردگار من بال‏هاى مرا شكسته بود و این خبر را براى تو نمى‏آوردم؛ ولى باید امر پروردگار من اجرا شود.بدان یا محمّد، مردى از امت تو كه نامش یزید است- خدا در دنیا و آخرت بر لعن او بیفزاید- جوجه تو را كه پاك و پاكیزه و پسر فاطمه طاهره است خواهد كشت. قاتل حسین جز اندكى از دنیا بهره‏مند نخواهد شد و خدا به علت بد رفتارى یزید از او تقاص خواهد كرد. او همواره در جهنم خواهد بود.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به شدت گریان شد و فرمود: ای ملك، آیا امتى كه فرزند من و جوجه دخترم را شهید كند رستگار خواهد شد؟ »

گفت: «نه یا محمّد، بلكه خداى توانا در دار دنیا قلوب آنان را دچار اختلاف خواهد كرد و در آخرت عذاب دردناكى خواهند داشت(بحارالانوار، ج45، ص314؛ فخری منتخب طریحی، ص54؛ مدینه المعاجز، ج3، ص441).»

در كتاب كامل الزیاره از سلیمان روایت شده كه گفت: «هیچ ملكى در آسمان‌ها نبود مگر اینكه بر پیغمبر نازل شد و در باره عزاى سیدالشهدا ارواحنا فداه به آن حضرت تعزیت گفت و آن بزرگوار را از آن ثوابى كه خدا برایش مهیا كرده است آگاه نمود و از آن تربتى كه سیدالشهدا ارواحنا فداه روى آن افتاد و ذبح و مقتول و متروك شد براى آن حضرت آورد.پیامبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله در حق كشندگان سیدالشهدا ارواحنا فداه نفرین كرد و فرمود:

بار خدایا، واگذار كسى را كه حسین را واگذار می‌كند. بكش آن كسى را كه حسین را مى‏كشد. ذبح كن كسى را كه حسین را ذبح مى‏كند و او را از مطلوب خود بهره‏مند مفرما.»

راوی می‌گوید: «به خدا قسم یزید ملعون بعد از قتل امام حسین به سرعت دچار عقوبت شد و بهره‏اى از دنیا نبرد. او به ناگهانى مؤاخذه شد و در حالى كه مست بود بدنش تغییر كرد و گویا قار به بدنش مالیده شده بود به درك اسفل رفت.

یزید با تأسف به دوزخ رفت و احدى از آن افرادى كه راجع به قتل سیدالشهدا ارواحنا فداه تابع یزید بودند یا با حسین كارزار كردند باقى نماند مگر اینكه دچار جنون یا جذام یا لك و پیس شدن بدن گردیدند و این امراض به ارث به نسل آنان رسید(کامل ازیارات، ص60؛ بحارالانوار، ج44، ص237 و ج45، ص309).

نقل شده روزی یزید با ده هزار سواره از خاصان و اطرافیان به دنبال شکار رفته بود.به طول دو روز از دمشق فاصله گرفتند.

در راه آهویی را دیدند. یزید از یارانش خواست که او را بگذارند تا به تنهایی آن را شکار کنند.

یزید تا آنجا او را دنبال کرد که به محل خطرناک و ترسناکی رسید. در میانه منطقه آهو را گم کرد. به ناگاه تشنگی شدید بر او غلبه کرد و هیچ آبی در اطراف نیافت. همان وقت مردی را دید که آب به دست می‌آید. از او درخواست آب کرد و آن مرد بنا بر نقلی نه چندان قوی او را سیراب نمود.

یزید به جای تشکر به او گفت:«اگر می‌دانستی من کیستم مرا بیشتر اکرام می‌نمودی.»

مرد پرسید:«مگر تو که هستی؟»

گفت:«من خلیفه مسلمانان یزید بن معاویه هستم.»

مرد گفت:« نه خوش آمدی و نه مبارکی. چه بد است دیدار تو و چه ناگوار است شنیدن صدای تو. به خدا تو ای دشمن خدا قاتل حسین بن علی بن ابی‌طالب علیهم السلام هستی. به خدا قسم تو را همان گونه که امام حسین علیه السلام را کشتی تو را می‌کشم.»

سپس به سمت او رفت تا به او حمله کند. ناگهان اسب رمید و تیری از غیب به یزید اصابت کرد. یزید پایش در رکاب ماند و اسب هرکه را می‌دید بیشتر می‌رمید. آنقدر این سو و آن سو رفت تا اینکه یزید به درک واصل شد.

یزید ده خادم داشت که هیچ‌گاه او را رها نمی‌کردند. آنان مسیر یزید را دنبال کردند تا اینکه جنازه‌اش را یافتند و دیگران را با شیون و زاری از سرنوشت او مطلع ساختند.

بنا بر برخی نقل‌ها در دنیا و آخرت یکی از عذاب‌های او تشنگی مدام و پایان ناپذیر است(حکایه المختار، ص22؛ مقتل الحسین علیه السلام و مصرع اهل بیته علیهم السلام و ...، ص227).

11-23 محرم الحرام 1429
پایان
 


سید هاشم ناجی موسوی جزایری
تلخیص و ترجمه : محمود مطهری نیا


نوع مطلب : سرنوشت ستم ‌پیشگان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 26 شهریور 1396 05:50 ق.ظ
Woah! I'm really digging the template/theme of this blog. It's
simple, yet effective. A lot of times it's hard to get that "perfect balance" between user friendliness and appearance.

I must say you have done a great job with this. Also, the blog
loads very fast for me on Internet explorer. Superb Blog!
دوشنبه 30 مرداد 1396 08:28 ق.ظ
Hello there! Quick question that's totally off topic.

Do you know how to make your site mobile friendly?

My site looks weird when viewing from my iphone4.
I'm trying to find a template or plugin that might be able to correct this problem.
If you have any recommendations, please share. Thank you!
یکشنبه 24 بهمن 1389 10:45 ق.ظ
اگر با آمدن آفتاب بیدار شویم نمازمان قضاست!!


روز تاجگذاری شاه تمام کائنات بر سربازانش مبارک باد


رسیدن به درک واصل شدن دومین ملعون عالم مایه ی ننگ زمین عمر حرام زاده بر تمامشیعیان جهان مبارک باد

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





پیوندهای روزانه
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی