تبلیغات
این منتقم... - 9 محرم _قسمت اول
 
این منتقم...
شیعتی مهما شربتم عذب ماء فاذكرونی أو ســمعـتـم بشــهید او غریـب فانـدبونی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مرتضی جاوید فر
مطالب اخیر
نظرسنجی
به نظر شما کاربر عزیز آیا حج باید تحریم شود یا نه ؟(البته با توجه به بی احترامی که وهابیت و آل سعودی نسبت به شیعیان دارند)



برچسبها
                                    شهادت حضرت اباالفضل العباس (ع)

شهادت حضرت اباالفضل العباس (ع)

محلّ دفن حضرت عبّاس (ع)

حضرت عباس علیه السلام كه اكبر اولاد ام البنین و پسر چهارم امیرالمؤمنین علیه السلام بود و كنیتش ابوالفضل و ملقب به سقا و صاحب لوای امام حسین علیه السلام بود، چنان جمال دل آرا و طلعتی زیبا داشت كه او را ماه بنی هاشم می‌گفتند و چندان جسیم و بلند بالا بود كه بر پشت اسب قوی و فربه بر نشستی پای مباركش بر زمین می‌كشیدی. او را از مادر و پدر سه برادر بود كه هیچكدام را فرزند نبود. ابوالفضل علیه السلام اول ایشان را به جنگ فرستاد تا كشته ایشان را به بیند و ادراك اجر مصائب ایشان فرماید. پس از شهادت ایشان به نحوی كه ذكر شد بعضی از ارباب مقاتل گفته‌اند كه چون آن جناب تنهائی برادر خود را دید به خدمت برادر آمده عرض كرد ای برادر آیا رخصت می‌فرمائی كه جان خود را فدای تو گردانم؟ حضرت از استماع سخن جانسوز او به گریه آمد و گریه سختی نمود، پس فرمود ای برادر تو صاحب لوای منی چون تو نمانی كس با من نماند. ابوالفضل علیه السلام عرض كرد سینه‌ام تنگ شده و از زندگانی دنیا سیر گشته ام و اراده كرده ام كه از این جماعت منافقین خونخواهی خود كنم.حضرت فرمود پس الحال كه عازم سفر آخر گریده ای‏‏، پس طلب كن از برای این كودكان كمی از آب، پس حضرت عباس عَلَیْه السًَلام حركت فرمود و در برابر صفوف لشكر ایستاد و لوای نصیحت و موعظت افراشته و هر چه توانست پند و نصیحت كرد و كلمات آن بزر گوار اصلاً در قلب آن سنگدلان اثر نكرد.

لاجرم حضرت عباس عَلَیْه السًَلام به خدمت برادر شتافت و آنچه از لشكر دید به عرض برادر رسانید.كودكان این بدانستند بنالیدند و ندای العطش العطش در آوردند، جناب عباس عَلَی‍‍ْه السًَلام بی تابانه سوار بر اسب شده و نیزه بر دست گرفت و مشگی برداشت و آهنگ فرات نمود شاید كه آبی به دست آورد.پس چهار هزار تن كه مو كل بر شریعة فرات بودند دور آن جناب را احاطه كردند و تیرها به چلة كمان نهاده و به جناب او انداختند، جناب عباس عَلَیْه السًَلام كه از پستان شجاعت شیر مكیده چون شیر شمیده بر ایشان حمله كرد و زجز خواند

حَتّی اُورای فِی الْمَصالیتِلِقا
اِنّی اَنَا الْعّباسُ اَغْدُوا بِالسَّقا

لا اَرْهَبُ الْمُوْتَ اِذشا الْمَوتُ زَقَا
نَفْسی لِنَفْس الًمُصطَفَی الطُّهرْوَقا
وَ لا اَخافُ الشَّرَ یَو‎ْمَ الْمُلْتَقی

و از هر طرف كه حمله می كرد لشكر را متفرق می ساخت تا آنكه به روایتی هشتاد تن را به خاك هلاك افكند، پس وارد شریعه شد و خود را به آب فرات رسانید چون از زحمت گیر و دار و شدت عطش جگرش تفته بود خواست آبی به لب خشك تشنة خود رساند دست فرا برد و كفی از آب برداشت تشنگی سیدالشهداء عَلَیْه السلام و اهلبیت او را یاد آورد ‌آب را از كف بریخت:

پر كرد مشگ و پس كفی از آب برگرفت         می‌خواست تا كه نوشد از آن آب خوشگوار
شد با روان تشنه از آب روان روان            چون اشك خویش ریخت ز كف آب و شد سوار
آمد به یادش از جگر تشنة حسین (ع)              دل پر ز جوش و مشگ بدوش آن بزرگوار
كردند حمله جمله بر آن شبل مرتضی                         یك شیر در میانه گرگان بیشمار
یك تن كسی ندیده و چندین هزار تیر                  یك گل كسی ندیده و چندین هزار خار

  

مشگ را پر آب نمود و بر كتف راست افكند و از شریعه بیرون شتافت تا مگر خویش را به لشكرگاه برادر برساند و كودكان را از زحمت تشنگی برهاند. لشكر كه چنین دیدند راه او را گرفتند و از هر جانب او را احاطه كردند، و آن حضرت مانند شیر غضبان بر آن منافقان حمله می‌كرد و راه می‌پیمود. ناگاه نوفل الارزق و به روایتی زیدبن ورقاء كمین كرده از پشت نخلی بیرون آمد و حكیم بن طفیل او را معین گشت و تشجیع نمود پس تیغی حواله آن جناب نمود آن شمشیر بر دست راست آن حضرت رسید و از تن جدا گردید، حضرت ابوالفضل علیه السلام جلدی كرد و مشك را بدوش چپ افكند و تیغ را به دست چپ داد و بر دشمنان حمله كرد و این رجز خواند:

اِنیّ اُحامی اَبَداً عَنْ‌دینی
نَجْلِ النَّبّی الطّاهِرِ الاَمینِ

وَ اللهِ اِنْ قَطَعْتُمُ یَمینی
وَ عَنْ اِمامٍ صادِقِ الْیَقین

پس مقاتله كرد تا ضعف عارض آن جناب شد، دیگر باره نوفل (لعین) و به روایتی حكیم بن طفیل لعین از كمین نخله بیرون تاخت و دست چپش را از بند بینداخت، جناب عباس علیه السلام این رجز خواند:

وَ‌ اَبْشِری بِرحْمَهِ الْجَبّارِ
قَدْ قَطَعُوا بِبَغْیِهِمْ یَساری

یا نَفْسُ لاتَخْشی منَ الْكُفّارِ
مَعَ النَّبِیّ السَّیّدِ الْمُختارِ

فَاَصْلِهِمْ یا رَبّ حّر َّ النّار

و مشگ را به دندان گرفت و همت گماشت تا شاید آب را به آن لبان تشنگان برساند وناگاه تیری بر مشگ آب آمد و آب آن بریخت و تیر دیگر بر سینه‌اش رسید و از اسب در افتاد.

وَالْبَیْضِ الْفَواصِلِ مِنْ فَرْق اِلی قَدَم
مِنْ كُلّ مَجْدٍ یمینٌ غَیْرَ مُنْجَذِمٍ

عَمُّوهُ بِالنَّبْلِ وَالسَّمْرِ الْعَواسِل
فَخَرّض لِلاَرْضِ مَقْطُوعَ الْیَدیْنِ لَهُ

پس فریاد برداشت كه ای برادر مرا دریاب، به روایت مناقب ملعونی عمودی از آهن بر فرق مباركش زد كه به بال سعادت به ریاض جنت پرواز كرد. چون جناب امام حسین علیه السلام صدای برادر شنید، خود را به او رسانید دید برادر خود را در كنار فرات با تن پاره پاره و مجروح با دستهای مقطوع بگریست و فرمود:

اَلانَ اِنْكَسَرَ ظَهْری وَ قَلَّتْ حیلَتی. اكنون پشت من شكست و تدبیر و چاره من گسسته و به روایتی این اشعار انشاء فرمود:

وَ خالَفْقُمُوا دینَ النًّبِیّ مُحَمدٍ
اَما نَحْنُ مِنْ نَسْلِ النَّبِیّ الْمُسَدَّدِ
اَما كانِ مِنْ خَیْرِ الْبَریَّهِ اَحْمَدِ
فَسَوْفَ تُلاقُوا حرَّ نارٍ تُوَقَّدُ

تَعَدَّیْتُمُ یاشَرَّ قَوْمٍ بِبَغْیكُمْ
اَما كانِ خَیْرُ الرُّسْلِ وَصّاكُمُ بنا
اَما كانَتِ الزَّهْرآءُ اُمّیَ دُونَكُمْ
لَعِنْتُم وَ‌اُخْزیتُمْ بِماقَدْ جَنَیْتُمُ

در حدیثی از حضرت سید سجاد علیه السلام مرویست كه فرمودند خدا رحمت كند عمویم عباس را كه برادر را بر خود ایثار كرد و جان شریفش را فدای او نمود تا آنكه در یاری او دو دستش را قطع كردند و حق تعالی در عوض دو دست او دو با ل به او عنایت فرمود كه با آن دو بال با فرشتگان در بهشت پرواز می‌كند و از برای عباس علیه السلام در نزد خدا منزلتی است در روز قیامت كه مغبوظ جمیع شهداء است و جمیع شهداء را آرزوی مقام اوست.

نقل شده كه حضرت عباس علیه السلام در وقت شهادت سی و چهار ساله بود و آنكه ام البنین مادر جناب عباس علیه السلام در ماتم او و برادران اعیانی او بیرون مدینه در بقیع می‌شد و در ماتم ایشان چنان ندبه و گریه می‌كرد كه هر كه از آنجا می‌گذشت گریان می‌گشت، گریستن دوستان عجیبی نیست مروان بن الحكم كه بزرگتر دشمنی بود خاندان نبوت را چون ام البنین عبور می‌كرد از اثر گریه او گریه می‌كرد.

این اشعار از ام البنین در مرثیه حضرت ابوالفضل علیه السلام و دیگر پسرانش نقل شده:

یا مَنْ رَاَی العَبّاسَ كَرَّعَلی جَماهیرِ النَّقَدِ

وَ وَراهُ مِنْ‌اَبْنآءِ حَیْدَرَ كُلُّ لَیْثٍ ذی لَبَدٍ

انُبتُ اَنّص ابْنی اُصیبَ بِرَاْسِهِ مَقْطُوعَ یَدٍ

وَیْلی عَلی شِبْلی اَمالَ بِرَاْسِهِ ضَرْبُ الْعَمَدِ

لَوْ كانَ سَیْفُكَ فی یَدَیْكَ لَمادضنی مِنْهُ اَحَدٌ

وَلَها ایْضاً:

تًذَكّرینی بِلُیوُثِ الْعَرینِ
وَالْیَوْمَ اَصْبَحْتُ وَلا مِنْ بَنینِ
قَدْ و اصَلوُا الْمَوْتَ بِقَطْعِ الوتینِ
فَكُكُّهُمْ اَمْس صریعاً طَعینِ
بِاَنَّ عَبّاساً قَطیعُ الیَمینِ

لاتَدْعُونّی وَیْكِ اُمّ الْبنَینَ
كانَتْ بَنُونَ لی اُدعی بِهمْ
اَرْبَعَه مِثْلُ نسُورُ الرُّبی
تَنازَعَ الْخِرصانُ اَشْلائهُمْ
یا لَیْتَ شِعْری اَكْما اَخُبرَوُا

شعری دیگر در مرثیة حضرت ابوالفضل سلام الله علیه، و شایسته است که در اینجا این چند شعر ذكر شود:

اِلی اَنْ هَوی فَوْقَ الصَّعیدِ مُجَدَّلاً
لَهُ قِرْبَه الْمآءِ الَّذی كان قَدْملاً
اَیّا بْنَ اَخی قَدْخابَ ما كُنْتُ امِلاً
عَلَی الزَّعْمِ مِنّی یا اَخی نَزَلَ الْبَلا
یُعالِجُ الْمَوْت وَ الدَّمْعُ اَهْمَلا
وَ نادی بَقَلْبٍ بالْهُمُوم قَدِ امْتَلا
اَبَالْفَضْلش یا مَنْ‌كانَ لِلنَّفْس باذلاً
طریحاً وَ مِنْكَ الوجُه اَضْحی مُرَمَّلاً

وَ مازالَ فی حَرْب، الطُّغاهِ مُجاهِداً
وَ قَدْ رَشَقوُهَ بالنّبالِ وَ خَزَّقوُا
فنادی حُسَیْناً وَالدّمُوُعُ هَوایلٌ
عَلَیْكَ سَلامُ اللهش یَابْنَ مُحَمَّدٍ
فَلَمّا رَاهُ السّبْطُ مُلْقیً عَلَی الثَّری
فَجآءَ اِلَیْهِ وَالْفُؤادُ مُقَرَّحٌ
اَخی كَنْتَ عَوْنی فی الاُمُورِ جَمیعِها
یَعِزُّ عَلَیْنا اَنْ نَراكَ عَلَی الثَّری


محل دفن حضرت عباس (ع)

 قبرحضرت عباس(ع) نزدیك محل شهادتش كنار شریعه فرات است ، حضرت ابوالفضل(ع) لحظه شهادت سی و چهار سال سن داشت.
    حسین عمادزاده نویسنده متبحّری است كه رحلت نمودند، ایشان
كتابی مخصوص حضرت عباس(ع) می نویسد و زمانیكه جناب عمادزاده به عتبات عالیات تشریف می برد خدّام مرقد حضرت ابوالفضل(ع) از دیدنشان (بخاطر كتابی كه راجع به حضرت عباس(ع) نوشته است) خوشحال می شوند لذا خدّام به او احترام زیادی می گذارند حتی به ایشان اجازه می دهند تا قبر حضرت را برای او باز كند و ایشان به زیر جایگاه تصریح حضرت بروند. خدّام می گفتند: جایگاه را فقط برای بزرگان باز می كنیم و این جایزه توست كه برای حضرت عباس(ع) زحمت كشیدی.
     وقتی عمادزاده به كنار قبر می رود چاله ای را كنار مرقد حضرت می بیند كه داخل چاله را آب گرفته است، عمادزاده از خدام می پرسد: چرا اینجا چاله ای است كه درونش را آب گرفته است؟ خدام گفتند: مرقدحضرت كنار فرات است و سطح زمین با آب زیاد فاصله ندارد لذا ما چاله ای كندیم تا داخل قبر را آب نگیرد. ببینید چقدر دردناك است چون حضرت زمان شهادت آب نخورند
و آب هم تا كنار حضرت می آید ولی داخل قبر نمی تواند برود. سپس عمادزاده می گوید: حالا كه لطفی شامل حال من شده است، دو ركعت نماز هم كنار قبر حضرت بخوانم كه ركعت دوم در قنوت چشمم به مرقد حضرت افتاد، دیدم حضرت با وجود قد رشیدی كه داشته چقدر مرقد كوچكی دارد (مانند قبر طفلی می ماند) لا حول و لا قوه بالله العلی العظیم.
    نمی دانم این چه رابطه ای است كه بعد از قرنها ذكر كربلا، حضرت ابا عبدالله(ع) و اباالفضل العباس(ع) و ... اشك از رخسارمان سرازیر می گردد؛ وقتی دست میوه دل علی(ع) (وجود مقدس ابالفضل(ع)) را قطع می كنند، دشمنان جرأت می یابند و به سوی ایشان حمله می كنند، تیری به چشم مباركش می زنند و آقا دیگر نمی بیند، از طرفی هم دست ندارد كه تیر را بیرون بیاورد؛ زانوها و پاهایش را جمع می كند و تیر را از چشم خود خارج می كند، خون چشم آقا را فراگرفته است، جایی را نمی بیند، دشمنان به او شمشیر می زنند حضرت كه هیچوقت مولایش را برادر صدا نمی كرد فریاد می زند: یا اخا ادرك اخا لا یوم كیومك  یا ابا عبدالله(ع) ... 

برگرفته از منتهی الآمال ، شیخ عباس قمی



نوع مطلب : محرم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 خرداد 1397 06:25 ق.ظ

Nicely put, Regards!
cialis super kamagra buy cialis online legal tadalafil generic costo in farmacia cialis cialis rezeptfrei sterreich cialis generico postepay cilas costo in farmacia cialis cialis flussig cialis uk
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 11:10 ق.ظ

Superb posts. Cheers!
buy cheap viagra buy real viagra online uk viagra without presc viagra buy online usa online viagra without prescription where can you buy viagra without a prescription where can i buy viagra from safe to buy viagra online viagra no pres online order for viagra
شنبه 18 فروردین 1397 03:20 ق.ظ

Really tons of excellent facts!
cialis patent expiration we recommend cheapest cialis compare prices cialis uk cialis sicuro in linea cialis purchasing cialis kaufen where do you buy cialis buy cheap cialis in uk cialis 5 mg schweiz cialis generic tadalafil buy
شنبه 4 فروردین 1397 01:50 ق.ظ

Kudos. Loads of knowledge.

estudios de cialis genricos link for you cialis price the best site cialis tablets buy cheap cialis in uk generic low dose cialis we recommend cialis info cialis for sale in europa effetti del cialis cialis online cialis coupon
دوشنبه 28 اسفند 1396 07:05 ق.ظ

Useful write ups. Regards.
side effects of cialis tadalafil tablets safe dosage for cialis cialis tablets achat cialis en suisse cialis 5mg 5 mg cialis coupon printable viagra or cialis walgreens price for cialis generic cialis at walmart
پنجشنبه 2 شهریور 1396 02:32 ب.ظ
Outstanding story there. What happened after? Thanks!
چهارشنبه 18 مرداد 1396 02:21 ب.ظ
Heya! I'm at work surfing around your blog from my new iphone!

Just wanted to say I love reading your blog and look forward to all
your posts! Carry on the excellent work!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





پیوندهای روزانه
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی