تبلیغات
این منتقم... - 4 محرم _قسمت اول
 
این منتقم...
شیعتی مهما شربتم عذب ماء فاذكرونی أو ســمعـتـم بشــهید او غریـب فانـدبونی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مرتضی جاوید فر
مطالب اخیر
نظرسنجی
به نظر شما کاربر عزیز آیا حج باید تحریم شود یا نه ؟(البته با توجه به بی احترامی که وهابیت و آل سعودی نسبت به شیعیان دارند)



برچسبها
در بیان شهادت جوانان هاشمی در روز عاشورا

جناب ابوالحسن علی بن الحسین الاكبر سلام الله علیه
شهادت عبدالله بن مسلم بن عقیل رضی الله عنه

شهادت محمد بن عبدالله بن جعفر رضی الله عنه (فرزند حضرت زینب سلام الله علیها)
شهادت عون بن عبدالله بن جعفر رضی الله عنه (فرزند حضرت زینب سلام الله علیها)
شهادت جناب قاسم بن الحسن بن علی بن ابیطالب علیه السلام
شهادت اولاد امیرالمومنین علیه السلام
شهادت ابوبكر بن علی علیه السلام
شهادت طفلی از آل امام حسین علیه السلام

 

چون از اصحاب كس نماند جز آنكه كشته شده بود، نوبت به جوانان هاشمی رسید، پس فرزندان امیرالمؤمنین علیه السلام و اولاد جعفر و عقیل و فرزندان امام حسن و امام حسین علیهم السلام ساخته جنگ شدند و بایكدیگر وداع كردند. وَلَنِعْم ماقیلَ:

كز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
تا بر شتر نبندد محمل بروز باران
وَ شَمِدْتَ كَیْفَ نُكَررُّ التَّوْدیعا
وَ عَلِمْتِ اَنَّ مِنَ الْحَدیثِ دُمُوعاُ
آنچنان جای گرفته است كه مشگل برود

آئید تا بگرییم چون ابر در بهاران
با ساربان بگوئید احوال اشك چشمم
لَوْ‌كُنْتَ ساعَهَ بَیْنَنا ما بَیْنَنا
اَیْقَنْتَ اَنَّ مِنَ الدُّمُوع مُحَدّثاً
گفتمش سیر به بینم مگر از دل برود

پس به عزم جهاد قدم جوانمردی در پیش نهاد.

جناب ابوالحسن علی بن الحسین الاكبر سلام الله علیه:

مادر آنجناب لیلی بنت ابی مره بن عروه بن مسعود ثقفی است، و عروه بن مسعود یكی از سادات اربعه در اسلام و از عظمای معروفین است و او را مثل صاحب یس و شبیه‌ترین مردم به عیسی بن مریم گفته‌اند. و علی اكبر علیه السلام جوانی خوش صورت و زیبا در طلاقت لسان و صباحت رخسار و سیرت و خلقت اشبه مردم بود به حضرت رسالت صلی الله علیه و آله شجاعت از علی مرتضی علیه السلام داشت، و به جمیع محامد و محاسن معروف بود چنانكه ابوالفرج از مغیره روایت كرده كه یك روز معاویه در ایام خلافت خویش گفت سزاوارتر مردم به امر خلافت كیست؟ گفتند جز تو كسی را سزاوارتر ندانیم، معاویه گفت نه چنین است بلكه سزارواتر برای خلافت علی بن الحسین علیه السلام است و جدش رسول خدا صلی الله علیه و آله است، و جامع است شجاعت بنی هاشم و سخاوت بنی امیه و حسن منظر و فخر و فخامت ثقیف را.

بالجمله آن نازنین جوان عازم میدان گردید، و از پدر بزرگوار خود رخصت جهاد طلبید، حضرت او را اذن كارزار داد. علی علیه السلام چون به جانب میدان روان گشت آن پدر مهربان نگاه مأیوسانه به آن جوان كرد و بگریست و محاسن شریفش را به جانب آسمان بلند كرد و گفت:

ای پروردگار من گواه باش بر این قوم هنگامی كه به مبارزت ایشان می‌رود جوانی كه شبیه‌ترین مردم است در خلقت و خلق و گفتار با پیغمبر تو، و ما هر وقت مشتاق می‌شدیم به دیدار پیغمبر تو نظر به صورت این جوان می‌كردیم، خداوندا بازدار از ایشان بركات زمین را و ایشان را متفرق و پراكنده ساز و در طرق متفرقه بیفكن ایشان را و والیان را از ایشان هرگز راضی مگردان چه این جماعت ما را خواندند كه نصرت ما كنند چون اجابت كردیم آغاز عداوت نمودند و شمشیر مقاتلت بر روی ما كشیدند.

آنگاه بر ابن سعد (ملعون) صیحه زد كه چه می‌خواهی از ما، خداوند قطع كند رحم ترا و مبارك نفرماید بر تو امر ترا و مسلط كند بر تو بعد از من كسی را كه ترا در فراش بكشد برای آنكه قطع كردی رحم مرا و قرابت مرا با رسول خدا صلی الله علیه و آله مراعات نكردی، پس به صوت بلند این آیه مباركه را تلاوت فرمود:

اِنَّ اللهَ اصْطفی آدمَ وَ نُوحاً وَ الَ اِبراهیمَ وَ الَ عِمرانَ عَلی العالمینَ ذُرِیّهً بَعضُها مِن بَعضٍ وَ اللهُ سَمیعٌ علَیمٌ.

و از آن سوی جناب علی اكبر علیه السلام چون خورشید تابان از افق میدان طالع گردید و عرصه نبرد را به شعشه طلعتش كه از جمال پیغمبر (ص) خبر می‌داد منور كرد.

لَمّا بَدا بَیْنَ الصُّفُوفِ وَ كبًّرَوُا
یُوْمی اِلَیْه بِها وَ عَیْنَ تَنْظُروُا

ذَكَروُا بِطَلْعَتِهِ النَّبِیَّ فَهَلَّلوُا
فَافْتَنَّ فیهِ النّاظِروُنَ فَاِصْبَعٌ

پس حمله كرد، و قوت بازویش كه تذكره شجاعت حیدر صفدر می‌كرد در آن لشكر اثر كرد و رجز خواند:

نَحْنُ وَ بَیْتِ اللهِ اَوْلی بِالنَّبِی
ضَرْبَ غُلامٍ هاشِمیِ عَلوِیّ
تَاللهِ لایَحْكُمُ فینَا ابْنُ الدَّعی

اَنَا عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیًّ
اَضْرِبُكُمْ بِالسَّیْفِ حَتّ یَنْثَی
وَلا یَزالُ الْیَوْمَ اَحْمی عْنَ اَبی

همی حمله كرد و آن لئیمان شقاوت انجام را طعمه شمشیر آتشبار خود گردانید. بهر جانب كه روی می‌كرد گروهی را به خاك هلاك می‌افكند، آنقدر از ایشان كشت تا آنكه صدای ضجه و شیون از ایشان بلند شد، و بعضی روایت كرده‌اند كه صد و بیست تن را به خاك هلاك افكند. این وقت حرارت آفتاب و شدت عطش و كثرت جراحت و سنگینی اسلحه او را به تعب درآورد، علی اكبر علیه السلام از میدان به سوی پدر شتافت. عرض كرد كه ای پدر تشنگی مرا كشت و سنگینی اسلحه مرا به تعب عظیم افكند آیا ممكن است كه بشربت آبی مرا سقایت فرمایی تا در مقاتله با دشمنان قوتی پیدا كنم؟ حضرت سیلاب اشك از دیده بارید و فرمود واغوثاه ای فرزند مقاتله كن زمان قلیلی پس زود است كه ملاقات كنی جدت محمد صلی الله علیه و آله را پس سیراب كند ترا به شربتی كه تشنه نشوی هرگز و در روایت دیگر است كه فرمود ای پسرك من بیاور زبانت را پس زبان علی را در دهان مبارك گذاشت و مكید و انگشتر خویش را بدو داد و فرمود كه در دهان خود بگذار و برگرد به جهاد دشمنان.

فَاِنّی اَرْجُوانّضك لاتُمْسی حَتّی یَسْقیكَ جَدُّكَ بِكَاْسِهِ الاَوْفی شَرْبَهً لاتَظْمَا بَعْدَها اَبَداً

پس جناب علی اكبر علیه السلام دست از جان شسته و دل بر خدا بسته به میدان برگشت و این رجز خواند:

وَ ظَهَرَتْ مِنْ بَعْدِها مَصادِق
جُمُوعَكُمْ اَوْ تُعْمَدَ الْبَوارِقُ

الْحَرْبُ قَدْ باَنَتْ لَهاض الْحَقایِقُ
وَاللهِ رَبّ الْعَرْشِ لانُفارِقُ

پس خویشتن را در میان كفار افكند و از چپ و راست همی زد و همی كشت تا هشتاد تن را به درك فرستاد، این وقت مره بن منقذعبدی لعین فرصتی به دست كرده شمشیری بر فرق همایونش زد كه فرقش شكافته گشت و از كارزار افتاد. و موافق روایتی مره بن منفذ چون علی اكبر علیه السلام را دید كه حمله می‌كند و رجز می‌خواند، گفت گناهان عرب بر من باشد اگر عبور این جوان از نزد من افتاد پدرش را به عزایش نشانم، پس همینطور كه جناب علی اكبر علیه السلام حمله می‌كرد به مره به منقذ برخورد مره لعین نیزه بر آن جناب زد و او را از پا در آورد. و به روایت سابقه پس سواران دیگر نیز علی (ع) را به شمشیرهای خویش مجروح كردند تا یك باره توانائی از او برفت دست در گردن اسب در آورد و عنان رها كرد اسب او را در لشكر اعداء از این سوی بدان سوی می‌برد و بهر بیرحمی كه عبور می‌كرد زخمی بر علی (ع) می‌زد تا اینكه بدنش را با تیغ پاره پاره كردند. وَ قالَ اَبٌوالْفَرَجُ وَ جَعَلَ یَكرُّ كَرَّه بَعْدَ كَرَّهٍ حَتّی رُمِیَ بِسَهْمٍ فَوَقَعَ فی حَلْقِهِ فَخَرَقَهُ وَ اَقْبَلَ یَنْقَلِبُ فی دَمِهِ.

و به روایت ابوالفرج همینطور كه شهزاده حمله می‌كرد بر لشكر تیری به گلوی مباركش رسید و گلوی نازنینش را پاره كرد. آن جناب از كار افتاد و در میان خون خویش می‌غلطید و در این اوقات تحمل می‌كرد، تا آنگاه كه روح به گودی گلوی مباركش رسید و نزدیك شد كه به بهشت عنبر سرشت شتابد صدا بلند كرد: یا اَبَتاه عَلَیْكَ مِنّیِ السًّلامُ هذا جَدّی رَسُولُ اللله یَقْرَؤُكَ السَّلام وَ یَقُولُ عَجّلِ الْقُدُومَ اِلَیْنا.

و به روایت دیگر ندا كرد: یا اَبَتاه هذا جَدیّ رَسُولُ اللهِ صَلّی اللهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ قَدْسَقانی بِكَاْسِهِ الاَوْفی شَرْبَه لااَضْمَأ بَعْدَها اَبَداً وَ هُوَ یَقُولُ العَجَلَ العَجَلَ فَاِنَّ لَكَ كَاساً مَذْخوُرَه حَتّی تَشْرِیَهَا السّاعَه. یعنی اینك جد من رسول خدا صلی الله علیه و آله حاضر است و مرا از جام خویش شربتی سقایت فرمود كه هرگز پس از آن تشنه نخواهم شد و می‌فرماید: ای حسین تعجیل كن در آمدن كه جام دیگر از برای تو ذخیره كرده‌ام تا در این ساعت بنوشی پس حضرت سیدالشهداء علیه السلام بالای سر آن كشته تیغ ستم و جفا آمد، به روایت سید بن طاوس صورت بر صورت او نهاد: شاعر گفته:

شد جهان تار از قرآن ماه و مهر
گفت كای بالیده سر و سرفراز
كایمن از صیاد تیرانداز نیست
من در این وادی گرفتار الم

چهر عالمتاب بنهادش به چهر
سر نهادش بر سر زنوای ناز
این بیابان جای خواب ناز نیست
تو سفر كردی و آسودی ز غم

و فرمود خدا بكشد جماعتی را كه ترا كشند، چه چیز ایشان را جری كرده كه از خدا و رسول نترسیدند و پرده حرمت رسول را چاك زدند، پس اشگ از چشمهای نازنینش جاری شد و گفت: ای فرزند عَلَی الدُنیا بَعَدَكَ العفَا بعد از تو خاك بر سر دنیا و زندگانی دنیا.

شیخ مفید ره فرموده این وقت حضرت زینب سلام الله علیها از سراپرده بیرون آمد و با حال اضطراب و سرعت به سوی نعش جناب علی اكبر می‌شتافت و ندبه بر فرزند برادر می‌كرد، تا خود را به آن جوان رسانید و خویش را بر روی او افكند، حضرت سر خواهر را از روی جسد فرزند خویش بلند كرد و به خیمه‌اش بازگردانید و رو كرد به جوانان هاشمی و فرمود كه بردارید برادر خود را پس جسد نازنینش را از خاك برداشتند و در خیمه‌ای كه در پیش روی آن جنگ می‌كردند گذاشتند.

مؤلف گوید: كه در باب حضرت علی اكبر علیه السلام دو اختلافست.

یكی آنكه در چه وقت شهید گشته، شیخ مفید و سید بن طاوس و طبری و ابن اثیر و ابوالفرج و غیره ذكر كرده‌اند كه اول شهید از اهل بیت علیهم السلام علی اكبر بوده و تایید می‌كند كلام ایشان را زیارت شهداء معروفه السَّلامُ عَلیكَ یا اَوّل قَتیل مِن نَسْلِ خَیر سَلیل ولكن بعضی از ارباب مقاتل اول شهید از اهل بیت را عبدالله بن مسلم گفته‌اند و شهادت علی اكبر را در اواخر شهداء ذكر كرده‌اند.

دوم اختلاف در سن شریف آن جنابست كه آیا در وقت شهادت هیجده ساله یا نوزده ساله بوده، و از ‍حضرت سید سجاد علیه السلام كوچكتر بوده یا بزرگتر و به سن بیست و پنچ سالگی بوده؟ و مابین فحول علماء در این باب اختلاف است، و ما در جای دیگر اشاره باین اختلاف و مختار خود را ذكر كردیم و بهر تقدیر این مدتی كه در دنیا بود عمر شریف خود را صرف عبادت و زهادت و اطعام مساكین و اكرام وافدین وسعه در اخلاق و توسعه در ارزاق فرموده به حدی كه در مدحش گفته شده:

مِنْ‌مُحْتَفٍ یَمْشی وَلاناعِلٍ
(الابیات)

لَمْ تَرَعَیْنُ نَظَرَتْ مِثْلَهُ

و در زیارتش خوانده می‌شود:

اَلسَّلامَ عَلَیْكَ اَیُّهَا الصّدّیقُ وَ الشَّهیدُ الْمُكَرَّمُ وَ السَّیّدُ المُقَدَّمُ الّذَی عاشَ سَعیداً وَ ماتَ شَهیداً وَ‌ذَهَبَ فَقیداً فَلَمْ تَتَمَتَّعْ مِنَ الدُّنْیا اِلاّ بِالْعَمَلش الصّالِحِ وَ لَمْ تَتَشاغَلْ اِلاّ بِالْمَتْجَرش الرّابِحِ.

و چگونه چنین نباشد آن جوانی كه اشبه مردم باشد به حضرت رسالت پناه صلی الله علیه و آله و اخذ آداب كرده باشد از دو سید جوانان اهل جنت، چنانچه خبر می‌دهد از این مطلب عبارت زیارت مرویه معتبره آن حضرت اّلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ و آیا والده آن جناب در كربلا بوده یا نبوده؟ ظاهر آنست كه نبوده و در كتب معتبره نیافتم در این باب چیزی. و اما آنچه مشهور است كه بعد از رفتن علی اكبر علیه السلام به میدان، حضرت حسین علیه السلام نزد مادرش لیلی رفت و فرمود برخیز و برو در خلوت دعا كن برای فرزندت كه من از جدم شنیدم كه می‌فرمود دعای مادر در حق فرزند مستجاب می‌شود الخ به فرمایش شیخ ما تمام دروغست.

شهادت عبدالله بن مسلم بن عقیل رضی الله عنه:

محمد بن ابوطالب فرموده اول كسی كه از اهل بیت امام حسین علیه السلام به مبارزت بیرون شد عبدالله بن مسلم بود و رجز می‌خواند و می‌فرمود:

وَفِقْیَه بادُوا عَلی دین النَّبِیّ
لكِنْ خِیارٌ وَ كِرامُ النَّسَبِ

اَلْیَوْمَ اَلْثی مُسْلِماً وَ هُوَاَبی
لَیْسُوا بِقَوْمٍ عُرِفُوا بِالْكَذِبِ

مِنْ هاشِمِ السّاداتِ اَهْل النَّسَب.

پس كارزار كرد و نود و هشت نفر را در سه حمله به درك فرستاد، پس عمرو بن صبی او را شهید كرد. رحمه الله علیه.

ابوالفرج گفته كه مادرش رقیه دختر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام بوده، و شیخ مفید و طبری روایت كرده‌اند كه عمرو بن صبیح تیری به جانب عبدالله انداخت و عبدالله دست خود را سپر پیشانی خود كرد آن تیر آمد و كف او را بر پیشانی او اندوخت، عبدالله نتوانست دست خود را حركت دهد پس ملعونی دیگر نیزه بر قلب مباركش زد و او را شهید كرد.

ابن اثیر گفته كه فرستاد مختار جمعی را برای گرفتن زید بن رقاد، و ابن زید می‌گفت كه من جوانی از اهل بیت امام حسین علیه السلام را كه نامش عبدالله بن مسلم را تیری زدم در حالیكه دستش بر پیشانیش بود وقتی او را تیر زدم شنیدم كه گفت خدایا این جماعت ما را قلیل و ذلیل شمردند خدایا بكش ایشان را همچنان كه كشتند ایشان ما را، پس تیر دیگری به او زده شد پس من رفتم نزد او دیدم او را كه مرده است تیر خود را بر دل او زده بودم از دل او بیرون كشیدم و خواستم آن تیر را كه بر پیشانیش جای كرده بود بیرون آورم. بیرون نمی‌آمد. وَلَمْ اَزَلْ اَتَضَنَّضُ الأخَر عَنْ جَبْهَتِهِ حَتّی اَخَذْتُهُ وَ بَقِیَ النَّصْل پس پیوسته او را حركت دادم تا بیرون آوردم چون نگاه كردم دیدم پیكان تیر در پیشانیش مانده و تیر از میان پیكان بیرون آمده. بالجمله اصحاب مختار به جهت گرفتن او آمدند، زید بن رقاد با شمشیر به سوی ایشان بیرون آمد، ابن كامل كه رئیس لشكر مختار بود لشكر را گفت كه او را نیزه و شمشیر نزنید بلكه او را تیرباران و سنگ باران نمائید، پس چندان تیر و سنگ بر او زدند كه بر زمین افتاد پس بدن نحسش را آتش زدند در حالی كه زنده بود و نمرده بود.

و بعضی از مورخین گفته‌اند كه بعد از شهادت عبدالله بن مسلم آل ابوطالب جملگی به لشكر حمله آوردند، جناب سیدالشهداء علیه السلام كه چنین دید ایشان را صیحه زد و فرمود: صَبْراً عَلَی الْمَوتِ یابَنی عمومتی.

هنوز از میدان برنگشته بودند كه از بین ایشان محمد بن مسلم به زمین افتاد و كشته شد. رضوان الله علیه، و قاتل او ابومرهم ازدی و لقیط بن ایاس جهنی بود.

شهادت محمد بن عبدالله بن جعفر رضی الله عنه:

محمد بن عبدالله جعفر رضی الله عنهم به مبارزت بیرون شد و این رجز خواند:

فِعالَ قَوْمٍ فی الرَّدی عُمْیان
وَ مُحْكَمِ التَّنْزیلِ وَالتّبْیانِ

اَشْكُو اِلَی اللهِ مِنَ الْعُدوانِ
قَدْ بَدَّلُوا مَعالِمَ الْقُرْانِ
وَ اَظْهَروُا الْكُفْر مَعَ الّطُغْیانِ.

پس ده نفر را به خاك هلاك افكند، پس عامر بن نهشل تمیمی او را شهید كرد.

ابوالفرج گفته كه مادرش خَوْصا بنت حفص از بكر بن وائل است، و سلیمان بن قته اشاره به شهادت او كرده و در مرثیه خود كه گفته:

قَدْ عَلَوْهُ بصِارِمٍ مَصْقُولٍ
بِدُمُوع تَسیلُ كَلّ مَسیْلٍ

وَ سَمِیّ النَّبِیّ غوُدِرَ فیهْم
فَاِذا ما بَكیتُ عَیْنی فَجُودی

 

شهادت عون بن عبدالله بن جعفر رضی الله عنه:

قالَ الطَّبَری فَاعْتَوَرَهُمُ النّاسُ مِنْ كُلّ جانِبِ فَحَمَلَ عَبْدُاللهِ بْنِ قُطْنَهِ الطّایّی ثُمَّ النَّبْهانیّ عَلی عَوْنِ بْنِ عَبْدِاللهِ بْنِ جًعْفَر بْنِ اَبیطالبِ رَضِیَ اللهُ عَنْهُمْ. و در مناقب است كه عون به مبارزت بیرون شد و آغاز جدال كرد و این رجز خواند:

شَهید صِدْق فیِ الْجنانِ اَزْهَرٍ
كَفی بِهذا شَرَفاً فیِ الْمَحْشَرِ

اِنْ تُنْكروُنی فَاَنَا ابْنُ جَعْفَرٍ
یَطیر فیها بِجَناحٍ اَخْضَرٍ

پس قتال كرد و سه تن سوار و هیجده تن از پیادگان از مركب حیوه پیاده كرد، آخرالامر به دست عبدالله به قطنه شهید گردید.

ابوالفرج گفته كه مادرش زینب عقیله دختر امیرالمومنین علیه السلام بنت فاطمه بنت رسول الله (ص) می باشد، و سلیمان بن قته به او اشاره كرده در قول خود:

لَیْسَ فیما یَنوُبَهُمْ بِخَذوُلٍ
بی فَبَكی عَلَی الْمُصابِ الطَّویلِ

وَ انْدُی اِنْ بَكَیْتِ عَوْناً اَخاهُ
فَلَمَعْری لَقَدْ اُصیبَ ذَوُ و الْقُرْ

(و فی الزیاره التی زاربها المرتضی علم الهدی رحمه الله:)

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا عَوْنَ عَبْدِاللهِ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ اَبیطالبٍ السَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ النّاشی فی حِجْرِ رَسُولِ صَلی اللهِ عَلَیِه وَ آلِهِ وَ الْمُقْتَدی بِاخْلاقِ رَسُولِ الله وَ الذّآبّ عَنْ حَریمِ رَسُولِ اللهِ صَبِیّاً وَ الذّآئِدِ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللهِ صَلّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مُباشِراً لِلحُتُوفِ مُجاهِداً بالسُّیُوفِ قَبْلَ اَنْ یَقْوِیَ جِسْمُهُ وَ یَشْتَدَّ عَظْمُهُ وَ یَبْلُغَ اَشُدَّهُ (اِلی اَنْ قالَ) فَتَقَرَّبْتَ وَالمنایا داِنیّه وَ زَحَفْتَ وَالنَّفْسُ مُطْمَئِنَّه طَیّبَه تَلْقی بِوْجِهِكَ بِوادرَ السّهامِ وَ تُباشِرُ بِمُهْجَتِكَ حَدَّ الْحِسامِ حَتَّی وَ فَدْتَ اِلَی اللهِ تَعالی بِاَحْسَنِ عَمَلِ الخ.

و دیگر از شهداء اهل بیت (ع) عبدالرحمن بن عقیل است كه به مبارزت بیرون شد و رجز خواند:

مِنْ هاشِم وَ هاشِمٌ اِخْوانی
هذا حُسَیْنُ شامِخُ الْبُنْیانِ

اَبی عَقیلٌ فَاعْرِ فوُامَكانی
كَهُولُ صِدْقٍ سادَهُ الاَقْرانِ
وَ سَیّدُ الشًّیْبِ مَعَ الشُّبانِ

پس هفده تن از فرسان لشكر را به خاك هلاك افكند، آنگاه به دست عثمان خالد جهنی به درجه رفیعه شهادت رسید. طبری گفته كه گرفت مختار در بیابان دو نفری را كه شركت كرده بودند در خون عبدالرحمن بن عقیل و در برهنه كردن بدن او پس گردن زد ایشان را، آنگاه بدن نحسشان را به آتش سوزانید.

و دیگر ... جعفر بن عقیل است رحمه الله كه به مبارزت بیرون شد و رجز خواند:

كِمْ مَعْشَرِ فی هاشِمٍ مِنْ غالِبٍ
هذا حُسَیْنٌ اَطْیَب الاَطایِبِ

اَنَا الْغُلامُ الاْبْطَحِیُّ الطّالِبیّ
وَ نَحْنُ حَقاً سادَه الذَّوائِبِ

پس دو نفر و به قولی پانزده سوار را به قتل رسانید و به دست بشر بن سوط همدانی به قتل رسید. و دیگر عبدالله الاكبر بن عقیل كه عثمان بن خالد و مردی از همدان او را به قتل رسانیدند. و محمد بن مسلم بن عقیل رضی الله عنه را ابومرهم ازدی و لقیط بن ایاس جُهنی شهید كرد.

و محمد بن ابی سعید بن عقیل رحمه الله را لقیط بن یاسر جهنی بزخم تیر شهید كرد.

مؤلف گوید: كه بعد از شهادت جناب علی اكبر علیه السلام ذكر شهادت عبدالله بن مسلم بن عقیل شد، پس آنچه از آل عقیل در یاری حضرت امام حسین علیه السلام به روایات معتبره شهید شدند با جناب مسلم هفت تن به شمار می‌رود، و سلیمان بن قته نیز عدد‌ آنها را هفت تن ذكر كرده، چنانچه گفته در مرثیه امام حسین علیه السلام:

فَانْذُ بی اِنْ بَكَیْتَ ال الرََّسُولِ
قَدْ اُصیبُوا وَسَبْعَه لِعَقیلٍ

عَیْنُ جُودی بِعَبْرهٍ وَ عَویلٍ
سِنَّه كَلُّهُمْ لِصُلْبِ عَلِیّ

شهادت اولاد امیرالمومنین علیه السلام:

جناب ابوالفضل العباس علیه السلام چون دید كه بسیاری از اهل بیتش شهید گردید رو كرد به برادران خود عبدالله و جعفر و عثمان فرزندان امیرالمومنین علیه السلام از مادر خود ام البنین و فرمود:

تَقَّدمُوا بِنَفْسی اَنْتُمْ فَحامُوا عَنْ سّیّدِكُمْ حَتّی تَمُوتُوا دُونَهُ فَتَقَدَّمُوا جَمیعاً فَصاروُا اَمامَ الْحُسَیْنِ عَلَیْه السَّلام یَقُونَهُمْ بِوُجُوهِهْمِ وَ تُحُورِهْمِ.

یعنی جناب ابوالفضل علیه السلام با برادران خویش فرمود ای برادران من جان من فدای شماها باشد پیش بیفتید و بروید در جلو سید و آقایتان خود را سپر كنید و آقای خود را حمایت كنید و از جای خود حركت نكنید تا تمامی در مقابل او كشته گردید. برادران ابوالفضل علیه السلام اطاعت فرمایش برادر خود نمودند تمامی رفتند در پیش روی امام حسین علیه السلام ایستادند و جان خود را و قایه جان بزرگوار نمودند، و هر تیر و نیزه و شمشیر كه می‌آمد به صورت و گلوی خویش خریدند.

فَحَمَلَ هانیِ بْنُ ثَبیتِ الْحَضْرَمِیِ عَلی عَبْدِالله بْنِ عَلِیّ عَلَیْه السَّلام فَقَتََلَهُ ثُمَّ حَمَلّ عَلی اَخیهِ جَعْفَرَبْنِ عَلِیّ عَلَیْه السَّلام فَقَتَلَهُ اَیْضاً وَرَمی یَزیدُ الاَصْبَحیُ عُثْمانَ بْنَ عَلیّ عَلَیْه السَّلام بِسَهْمٍ فَقَتَلَهُ ثُمَّ خَرَجَ اِلَیْهِ فَاحْتَزَّ رَاْسَهُ وَ بَقَی الْعَبّاسُ بْنُ عَلِیّ قائماَ اَمامَ الْحُسَیْنِ یُقاتِلٌ دُونَهُ وَ یمیلُ مَعَهُ حَیْثُ مالَ حَتَّی قُتِلَ سَلامُ اللهِ عَلَیْه.

مؤ‌لف گوید: این چند سطر كه در مقتل اولاد امیرالمومنین علیه السلام نقل كردم از كتاب ابوحنیفه دینوری بود كه هزار سال بیشتر است آن كتاب نوشته شده ولكن در مقاتل دیگر است كه عبدالله تقدم جست و رجز خواند:

ذاكَ عَلیُّ الخَیْر ذوالْفِعالِ
فی كُلَ یَومِ ظاهِرُ الاَهوالِ

اَنَا ابْنُ ذِی النَّجْدَهِ والاِفضالِ
سَیفُ رسول اللهِ ذوالنّكالِ

پس كارزار شدیدی نمود تا آنكه هانی بن ثبیت حضرمی او را شهید كرد بعد از آنكه دو ضربت مابین ایشان رد و بدل شد. و ابوالفرج گفته كه سن آن جناب در آن روز به بیست و پنج سال رسیده بود.

پس از آن جعفر بن علی علیه السلام به میدان آمد و رجز خواند:

اِبْنُ عَلِیّ الْخَیْرِ ذُوالنَّوالِ
اَحْمی حُسَیْناً ذِی النَّدیَ الْمِفْضال

اِنّی اَنَا جَعْفَرُ ذُوالْمَعالی
حَسْبی بِعَمَی جَعْفَرٌ والْخالِ

هانی بن ثبیت بر او حمله كرد و او را شهید نمود. و ابن شهر آشوب فرموده كه خولی اصبحی تیری به جانب او انداخت و آن بر شقیقه یا چشم او رسید و ابوالفرج از حضرت باقر علیه السلام روایت كرده كه خولی جعفر را شهید كرد.

پس عثمان بن علی علیه السلام به مبارزت بیرون شد و گفت:

شَیْخی عَلِیٌّ ذُوالْفَعالِ الطَّاهِرِ
وَ سَیّدُ الصّغارِ وَالأكابِرِ

اِنّی اَنَا عُثْمانُ ذُوالْمَفاخِرِ
هذا حُسَیْنٌ سَیّدُ الاَخایِرِ

و كارزار كرد تا خولی اصبحی تیری بر پهلوی او زد و او را از اسب به زمین افكند، پس مردی از بنی دارم بر او تاخت و او را شهید ساخت (ره) و سر مباركش را از تن جدا كرد و نقل شده كه سن شریفش در آن روز به بیست و یكسال رسیده و وقتی كه متولد شده بود امیرالمومنین علیه السلام فرموده بود كه او را به نام برادر خود عثمان بن مظعون نام نهادم.

مؤلف گوید: عثمان بن مظعون (بظاء معجمه و عین مهلمه) یكی از اجلاء صحابه كبار و از خواص حضرت رسول صلی الله علیه و آله است و حضرت او را خیلی دوست می‌داشت و بسیار جلیل و عابد و زاهد بوده به حدی كه روزها صائم و شبها به عبادت قائم و جلالت شأنش زیاده از آنست كه ذكر شود، در ذی الحجه سنه دو هجری در مدینه طیبه وفات كرد، گویند او اول كسی است كه در بقیع مدفون شد. و روایت شده كه حضرت رسول صلی الله علیه و آله بعد از مردن وی او را بوسید، و چون ابراهیم فرزند آن حضرت وفات كرد فرمود ملحق شو به سلف صالحت عثمان بن مظعون.

سید سمهوری در تاریخ مدینه گفته: ظاهر آنست كه دختران پیغمبر صلی الله علیه وآله جمیعاً در نزد عثمان بن مظعون مدفون شده باشند زیرا كه حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله در وقت دفن عثمان بن مظعون سنگی بالای سر قبرش برای علامت گذاشت و فرمود به این سنگ نشان می‌كنم قبر برادرم را و دفن می‌كنم در نزد او هر كدام كه بمیرد از اولادم انتهی.

شهادت ابوبكر بن علی علیه السلام:

اسمش معلوم نشده، مادرش لیلی بنت مسعود بن خالد است و در مناقب گفته كه به مبارزت بیرون شد و این رجز خواند:

مِنْ هاشِمِ الْخَیْرِ الْكَریمِ الْمُفْضِل
عَنْهُ نحامی بِالْحِسامِ الْمُصْقَلِ

شَیْخی عَلِیٌّ ذُوالفِقارِ الاَطْوَلِ
هذا حُسَیْنُ بْنُ النَّبّی الْمُرْسَل

تَفْدیهِ نَفسی مِنْ اَخ مُبَحَّلِ

و پیوسته جنگ كرد تا زجربن بدر و به قولی عقبه غنوی او را شهید كرد ره و از مدائنی نقل شده كه كشته او را در میان ساقیه‌ای یافتند و ندانستند چه كسی او را به قتل رسانید. سید بن طاوس ره روایت كرده كه حسن مثنی در روز عاشورا مقابل عمویش امام حسین (ع) كارزار كرد و هفده نفر از لشكر مخالفین به قتل رسانید و هیجده جراحت بر بدنش وارد آمد روی زمین افتاد، اسماء بن خارجه خویش مادری او، او را به كوفه برد و زخمهای او را مداوا كرد تا صحت یافت پس او را به مدینه حمل نمود.

شهادت طفلی از آل امام حسین علیه السلام:

ارباب مقاتل گفته‌اند كه طفلی از سراپرده جناب امام حسین علیه السلام بیرون شد كه دو گوشواره از دُرّ در گوش داشت و از وحشت و حیرت به جانب چپ و راست می‌نگریست و چندان از آن واقعه هولناك در بیم و اضطراب بود كه گوشواره‌های او از لرزش سر و تن لرزان بود. در این حال سنگین دلی كه او را هانی (لعین) ابن ثبیت می‌گفتند بر او حمله كرد و او را شهید نمود. و گفته‌اند كه در وقت شهادت آن طفل شهربانو مدهوشانه به او نظر می‌كرد و یارای سخن گفتن و حركت كردن نداشت.

لكن مخفی نماند كه این شهربانو غیر والده امام زین العابدین علیه السلام است چه آن مخدره در ایام ولادت فرزندش وفات كرد. و ابوجعفر طبری شهادت این طفل را به نحو ابسط نوشته و ما عبارت او را به عینها در اینجا درج می‌كنیم:

رَوی اَبُوجَعْفَرِ الطَّبَریُّ عَنْ‌هُشام الْكَلْبِیّ حَدَّثَنی اَبُو هُذَیْلٍ رَجُلٌ مِنَ السَّكُونِ عَنْ هانِی بْنِ ثَبیتِ الْحَضْرَمِیّ قالَ رَاَیْتُهُ جالِساً فی مَجْلِسِ الْحَضْرَ میینَ فی زَمانِ خالِدِبْنِ عَبْدِاللهِ وَ هُوَ شَیْخٌ كَبیرٌ قالَ فَسَمُعْتُهُ وَ هُوَ یَقُولُ كُنْتُ مِمَّنْ شَهِدَ قَتْلَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ قالَ فَوَاللهِ اِنّی لَواقِف عاشِرُ عَشَرَه لَیْسَ مِنّا رَجُلٌ اِلاّ عَلی فَرَسٍ وَ قَدْ جالَتِ الْخَیْلُ وَ تَصَعْصَتْ اذِخَرَجَ غُلامٌ مِنْ الِ الْحُسَیْنِ عَلَیْه السَّلام وَ هُوَ مُمْسِكُ بِعُودٍ مِنْ تِلْكَ اَلابْنِیَیِه عَلَیْه ازارٌ وَ قَمیصٌ وَ هُوَ مَذْعُورٌ یَلْتَفِتُ یَمیناً وَ شِمالاً فَكَانّی اَنْظُرُ الی دُرَّتَیْنِ فی اُذُنَیْهِ تُذَبْذَبانِ كُلَّما الْتَفَتَ اِذْ‌ اَقْبَلَ رَجُلٌ یَرْكُضُ حَتّی اِذادَنی مِنْهُ مالَ عَنْ فَرَسِه ثُمَّ اقْتَصَدَ الْغُلامُ فَقَطَعَهُ بِالسَّیف قالَ هُشامُ قالَ السَّكُونّی هانی بْنِ ثَبیت هُو صاحب الغُلام فَلَمّا عُتِبَ عَلَیْه كَنّی عَنْ نَفْسِهِ.

برگرفته از کتاب منتهی الامال ، اثر حاج شیخ عبّاس قمی



نوع مطلب : محرم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 06:58 ق.ظ

Really all kinds of terrific info.
how do cialis pills work can i take cialis and ecstasy generic cialis at the pharmacy if a woman takes a mans cialis get cheap cialis cialis price in bangalore cialis 20 mg cialis daily cialis cipla best buy cialis pills
جمعه 7 اردیبهشت 1397 09:32 ب.ظ

Really tons of superb tips.
buy cialis online legal cialis savings card cialis pills boards acheter cialis kamagra price cialis per pill how to purchase cialis on line cialis generic availability enter site natural cialis venta cialis en espaa cialis reviews
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 10:56 ق.ظ

Cheers. Plenty of forum posts!

can you buy viagra at the store how to order viagra pills vaigra buy viagra from uk buy generic viagra paypal sildenafil pharmacy how to get cheap viagra buy legal viagra online pharmacy usa viagra generic levitra
شنبه 18 فروردین 1397 03:06 ق.ظ

Whoa all kinds of beneficial data.
cialis 5 effetti collaterali pastillas cialis y alcoho we recommend cialis info cialis kaufen wo the best site cialis tablets buy original cialis we choice cialis uk cialis 20mg prix en pharmacie chinese cialis 50 mg generic cialis in vietnam
شنبه 4 فروردین 1397 01:31 ق.ظ

This is nicely expressed! .
cialis italia gratis cialis preise schweiz cialis rckenschmerzen wow cialis 20 cialis diario compra cialis wir preise buying brand cialis online opinioni cialis generico cialis en 24 hora cuanto cuesta cialis yaho
شنبه 18 شهریور 1396 07:11 ب.ظ
Good day I am so glad I found your site, I really found you by accident,
while I was browsing on Askjeeve for something else, Regardless I am here now and would just like to say
thanks for a marvelous post and a all round thrilling blog (I also love the theme/design), I don’t have time to browse it
all at the minute but I have saved it and also included
your RSS feeds, so when I have time I will be back to read a great deal more, Please do keep up the
awesome jo.
چهارشنبه 18 مرداد 1396 12:40 ب.ظ
Article writing is also a excitement, if you
be familiar with after that you can write otherwise it is complex to write.
دوشنبه 1 خرداد 1396 10:03 ق.ظ
Hi there colleagues, nice paragraph and nice urging commented at this place,
I am truly enjoying by these.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





پیوندهای روزانه
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی